محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
128
اكسير اعظم ( فارسى )
خيارين از نسخه دور كنند و دادن شيره تخم كاسنى بعد از هفتم مناسب بود به سبب قوت تفتيح و يبس آن و حرارتى كه در آن است در ابتدا استعمال نمىكنند مگر در تب يرقانى كه قبل از روز هفتم نيز استعمال آن مىنمايند . و اگر حاجت باشد بوقت شام اندكى از مبردات مثل لعاب بهدانه كه در عرقيات مذكوره برآورده باشند شربت نيلوفر و يا شربت انار و خاكشى افزوده بايد داد و عند قبض طبيعت شربت بنفشه و بزرقطونا استعمال كنند و قرشى بوقت شام تخم خيارين را نيز حكم نموده ليكن استاد مرحوم در كمال شدت تب استعمال مىفرمودند و از براى خشكى زبان مضمضه از لعاب اسپغول مفيد بود و نيز اسپغول را در پارچه بسته در آب اندازند و بر هر دو لب بمالند از براى خشكى آنها مفيد است و در تب صفراوى جميع اشربهء غير ترش احتمال استحاله بصفرا دارند . و اگر شربت نيلوفر كه بالخاصيت مستحيل نمىشود و به شرطى كه مانعى نباشد دادن شيره آلوبخارا و شيره زرشك و سكنجبين مناسب باشد و غثيان و قى را هم نافع آيد و گاهى عند كمال شدت تب بمبردات كافور يا قرص آن استعمال كرده مىشود اما آنجا كه ماده به نسبت حرارت غالبتر باشد نضج و تنقيه مقدم دارند مع رعايت تبريد و بعد تنقيه تبريد افزايند و در ابتدا مسهل قوى نبايد داد بلكه قبل از هفتم به هيچ وجه تحريك خوب نيست اما اگر حاجت قوى باشد تليين طبع آن فواكه نمايند و جائى كه تب شديد باشد احتياج منضج نمىشود در روز هشتم و دهم و دوازدهم از مسهل بارد تنقيه كنند . و ايضاً اگر تب زائل نشود يا بقيهء ماده دريافت گردد و روز هشتم مسهل داده روز نهم مبردات دهند و ليكن قليل به نسبت مابعد مسهلات و عوض خاكشى اسپغول كنند و در روز دهم مسهل ثانى داده در يازدهم استعمال استعمال تبريد نمايند پس اگر بقيهء حمى باقى باشد مسهل سوم دهند بعده اگر از اين تجاوز نمايد و تب باقى ماند از تبريد شديد باز ماند و بمعالجهء غير غب غير خالصه ميل كنند . و ايضاً بعد مسهلات و عدم زوال حمى اقراص طباشير يا كافور مع بعض مبردات يا بماء الخيار مشوى و يا ماء الهندبا به طريق مخصوصاً آنها مىدهند و معمول آن است كه بعد پنجروز از مسهل قرص طباشير ملين يا قرص زرشك صغير به آب كاسنى سبز عروق و شربت بزورى و خاكشى بدهند و گاهى عوض كاسنى مروق چكيدهء كاسنى كرده مىشود و بعد از آن به علاج تب مركز پردازند و غذا در ابتدا آش جو و كچهرى مونگ دهند و گاهى برنج جريش كوفته در آب پخته شربت نيلوفر و انار و امثال آن اضافه نموده بعد گذاشتن آن در آب سرد مىنوشانند و اكثر مرضى از آن لذت مىيابند . و اگر تب شديد نباشد در ماء الشعير عوض اشربهء مذكوره شكر يا نبات اندك اندازند . صفت قرص طباشير ملين كه بعد تنقيه اگر تب باقى باشد در حميات صفراويه و مركبه معمول است طباشير چهار درم ترنجبين سه درم مغز تخم كدو تخم خيارين نشاسته صمغ عربى كتيرا تخم خشخاش هر يك يك درم بلعاب اسپغول سرشته اقراص سازند خوراك پنج ماشه . صفت شربت بزورى به نسخه معمولى بيخ كاسنى تخم خيارين تخم كاسنى تخم خربزه خارخسك هر واحد يك توله همه را نيمكوفته شب در آب تر كنند صباح جوش داده صاف نموده با نيم آثار شكر سفيد به قوام آرند . ميرزا على شريف نوشته كه در تب صفراوى اول عرق عنب الثعلب ده توله رئيس الاشربه دو توله شربت نيلوفر دو توله خاكشى چهار ماشه دهند و بجاى شربت سكنجبين نيز خوب است به شرطى كه سرفه نباشد و در تزايد مغز تخم كدوى شيرين دو توله بر نسخه اول بيفزايند و در شدت حرارت لعابات بارد على سبيل البدليت و شيره كاهو بيفزايند و تبريد دو وقت كنند در روز چهارم خيارين و پنجم روز مغز تخم هندوانه و ششم روز تخم كاسنى بر سبيل بدليه بيفزايند و روز هفتم كاهو و روز هشتم مسهل از ترنجبين و شيرخشت و خيارشنبر و گلقند و تمر هندى و آلوى بخارا و گل سرخ برادويهء تبريد افزوده بدهند . و اگر سرفه لاحق باشد خطمى خبازى داخل سازند روز دوم مسهل لعاب بهدانه و اسپغول شربت نيلوفر و به حسب حاجت شيره مغز تخم كدو بيفزايند و لعاب ريشه خطمى از پيچش ايمن سازد و اوستاد در نسخه مذكور بعد مسهل تخم كاسنى نيز مىدادند . و اگر از امراض صدر مثل ضيق و غيره يار باشد سپستان اصل السوس گل بنفشه گاو زبان مويز منقى در مسهل داخل سازند و هليلجات قبل از شانزدهم دادن ممنوع است و غب خالصه زياده از چهارده روز نمىماند اگر باقى ماند غير خالصه باشد پس از پانزدهم شيره اصل السوس و عنب الثعلب افزايند و پس از آن در مسهل هليلجات و سنا نيز اضافه كنند . سويدى مىنويسد كه ضماد گل كدو نافع كرب و التهاب حادث در حميات صفراوى و مجرب من است و شرب ماء القرع با نبات و كذا ترشى ترنج و كذا آب غوره و كذا آب هندوانه و اكل جرم آن و كذا نقوع مشمش خشك و كذا گل نيلوفر و كذا گل بنفشه كه ملين نيز هست و كذا آب ليمون و شربت آن كه مسكن قى نيز هست و كذا خيارشنبر و كذا سپستان كه انفع ادويهء حرقت البول است و كذا تخم كشوث كه مفتخ سده است و كذا سويق قرع و كذا پوست جو و ضماد و شرب صندل سفيد و فرش برگ و شاخهاى خلاف و كذا قصب فارسى در خانه صاحب تب